<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>خانه حقوق بشر ایران</title>
	<atom:link href="http://www.rahana.org/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.rahana.org</link>
	<description>سامانه خبری خانه حقوق بشر ایران</description>
	<lastBuildDate>Fri, 27 Jan 2012 11:24:38 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.0.1</generator>
<image>
<link>http://www.rahana.org</link>
<url>http://www.rahana.org/wp-content/mbp-favicon/ico3.ico</url>
<title>خانه حقوق بشر ایران</title>
</image>
		<item>
		<title>آمار فیلترینگ سایت های بهائی</title>
		<link>http://www.rahana.org/archives/47537</link>
		<comments>http://www.rahana.org/archives/47537#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 27 Jan 2012 11:24:38 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Human Rights House of Iran</dc:creator>
				<category><![CDATA[اقلیت‌های مذهبی‌]]></category>
		<category><![CDATA[عناوین تمام اخبار]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.rahana.org/archives/47537</guid>
		<description><![CDATA[طی چهار سال گذشته، جمهوری اسلامی وب سایت هایی بهائی را بیش از یکصدبار فیلتر کرده است.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>ایجاد محدودیت در دسترسی آزاد به اطلاعات، ارسال پارازیت بر روی امواج ماهواره ای و فیلتر کردن وب سایت های اینترنتی، اعمالی هستند که همگی جزیی از موارد نقض حقوق بشر قلمداد می شوند. این نقض حقوق بشر، در ایران اگرچه برای تمامی شهروندان ایرانی مصداق دارد، اما جمهوری اسلامی، در برخورد با اقلیت های مذهبی سختگیری های بیشتری را اعمال می کند.</p>
<p>به گزارش خانه حقوق بشر ایران، طی چهار سال گذشته وب سایت های بهائی، بیش از ۱۰۰ بار توسط جمهوری اسلامی فیلتر شده اند و این در حالی است که بهائیان در ایران همه روزه با موارد گسترده نقض حقوق بشر روبرو هستند. همچنین دستگاه های تبلیغاتی جمهوری اسلامی، با ایراد اتهامات مختلف به این دسته، تنها راه پاسخگویی به اتهامات که همانا استفاده از فضای مجازی نظیر وب سایت و وبلاگ است را نیز مسدود می کنند.</p>
<p>بنابراین آمار، وب سایت آئین بهائی با ۲۳ بار فیلتر شدن در رده اوّل فیلترینگ قرار دارد. بعد از آن وب سایت دنیای بهائی با ۱۵ بار فیتلر شدن رده دوم و سایت ورقا با ۱۳ فیلتر شدن رده سوم و سایت پروژه های بهائی با ۱۲ بار فیلتر شدن رده چهارم را دارد. این سایت ها بعد از تاریخ ۵ آذر ۱۳۸۶ شمسی تاسیس شده اند.</p>
<p>این آمار شامل سایت هایی نظیر:</p>
<p>آئین بهائی ۲۳ بار فیلتر</p>
<p>دنیای بهائی ۱۵ بار فیلتر</p>
<p>ورقا ۱۳ بار فیلتر</p>
<p>پروژه های بهائی ۱۲ بار فیلتر</p>
<p>بهائی سایتز ۱۲ بار فیلتر</p>
<p>جوانیم با ۱۱ بار فیلتر</p>
<p>ضیافت ۱۱ بار فیلتر</p>
<p>تعلیم و تربیت با ۷ بار فیلتر</p>
<p>درس اخلاق ۶ بار فیلتر</p>
<p>تاریخ نبیل ۴ بار فیلتر، شده اند.</p>
<p>همچنین سایت آگاهی که در زمینه حقوق بشر کار می کند نیز ۶ مرتبه فیلتر شده است.</p>
<p>در این آمار، تعداد دفعات فیلتر شدن سایت هایی مانند نگاه، نقطه نظر، سرویس خبری بهائی و ولوله در شهر، عهد و میثاق و واصلان لحاظ نشده است. همچنین از آمار فیلتر شدن، وبلاگ هایی بهائی، اطلاعی در دست نیست.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.rahana.org/archives/47537/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>خانه حقوق بشر ایران دو ساله شد</title>
		<link>http://www.rahana.org/archives/47532</link>
		<comments>http://www.rahana.org/archives/47532#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 26 Jan 2012 08:54:06 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Human Rights House of Iran</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار مهم]]></category>
		<category><![CDATA[عناوین تمام اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[کمیته ضد اعدام]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.rahana.org/archives/47532</guid>
		<description><![CDATA[خانه حقوق بشر ایران امروز دومین سالگرد تأسیس خود را پشت سر گذاشت.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><a class="highslide" onclick="return vz.expand(this)" href="http://www.rahana.org/wp-content/uploads/2012/01/hrhi4.jpg"><img class="alignleft size-full wp-image-47533" title="hrhi4" src="http://www.rahana.org/wp-content/uploads/2012/01/hrhi4.jpg" alt="" width="120" height="120" /></a>خانه حقوق بشر ایران امروز دومین سالگرد تأسیس خود را پشت سر گذاشته است. گزارشگری در عرصه‌ی حقوق بشر و پیگری لحظه به لحظه‌ی وضعیت قربانیان نقض حقوق بشر در فضای مجازی و واقعی علی‌رغم همه‌ی کمبودها و امکانات و مشکلات موجود در این گروه آمیزه‌ای از تجربه‌های گوناگون، دست‌آوردها و آموخته‌هایی غنی و تازه بوده است.</p>
<p style="text-align: justify;">خانه حقوق بشر ایران از ابتدای شروع فعالیت خود همواره سعی بر آن داشت که فعالیت در عرصه‌ی حقوق بشر را با ارائه کارهای نو و تازه به صورت تخصصی و همراه با دانش کافی و به صورت دقیق دنبال کند. ایجاد <a href="http://prisoners.rahana.org/" target="_blank">دفتر پیگیری زندانیان</a> برای پیگیری لحظه به لحظه‌ی وضعیت زندانیان، ایجاد <a href="http://www.rahana.org/anti/" target="_blank">کمیته ضد اعدام و مجازات مرگ</a> برای ثبت آمار دقیق و تفکیک شده اجرای احکام اعدام در ایران و گزارش‌های آماری و <a href="http://www.rahana.org/archives/37815" target="_blank">جداول بازداشت‌ها</a> و <a href="http://www.rahana.org/archives/38034" target="_blank">صدور احکام</a>، هر کدام از جمله کارهایی بود که در نوع خود  برای اولین بار صورت می‌گرفت و مورد استفاده کنشگران عرصه حقوق بشر و گزارشگران و رسانه‌ها قرار گرفت.</p>
<p style="text-align: justify;">هر چند که در مقاطع مختلف به علت کمبودهای گوناگون که از جمله مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به عدم داشتن بودجه و امکانات مالی؛ که از ابتدای امر تاکنون آن را در اختیار نداشته‌ایم، کیفیت و کمیت کار خانه حقوق بشر ایران تحت تأثیر قرار گرفت، اما اعضای خانه حقوق بشر ایران همواره تلاش کردند در کاری که انجام می‌دهند بدون وقفه پیش بروند.</p>
<p style="text-align: justify;">خانه حقوق بشر ایران از امروز سومین سال فعالیت خود را با پشتوانه‌ای عظیم از تجربه‌هایی که در این دو سال گذشته به دست آورده آغاز خواهد کرد، اما امیدوار است که با پایان نقض حقوق بشر در ایران آخرین سال فعالیت در این عرصه را تجربه کند.</p>
<p style="text-align: justify;">خانه حقوق بشر ایران امیدوار است با دلگرمی و همراهی همه کسانی که در این دو سال مشوق و همراه و منتقد کارش برای بهتر شدن بودند، بهتر و کوشاتر از گذشته عمل کرده و خانه‌ای واقعی باشد برای همه‌ی قربانیان نقض حقوق بشر.</p>
<p style="text-align: justify;">خانه حقوق بشر ایران</p>
<p style="text-align: justify;">ششم بهمن ماه ۱۳۹۰</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.rahana.org/archives/47532/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>تو از این برف فرود آمده دلگیر مشو؛ نوشته‌ی جواد علیخانی از درون زندان</title>
		<link>http://www.rahana.org/archives/47528</link>
		<comments>http://www.rahana.org/archives/47528#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 26 Jan 2012 08:02:02 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Human Rights House of Iran</dc:creator>
				<category><![CDATA[مقاله]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.rahana.org/archives/47528</guid>
		<description><![CDATA[جواد علیخانی ]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><a class="highslide" onclick="return vz.expand(this)" href="http://www.rahana.org/wp-content/uploads/2012/01/javad-copy.jpg"><img class="alignleft size-full wp-image-47529" title="javad-copy" src="http://www.rahana.org/wp-content/uploads/2012/01/javad-copy.jpg" alt="" width="150" height="150" /></a>مادرم! مهربانترین مهربانان!</p>
<p style="text-align: justify;">درمانده ام که سخن را چگونه آغاز کنم و چه بگویم که شرمسار نباشم، و آنگونه که شایسته و بایسته باشد بتوانم حق مطلب را ادا کنم؛ چرا که بر این باورم &#8220;کلام آغاز نمی شود تا ندیدنت.&#8221; با این وجود می خواهم مطلع سخنم را با ذکر خاطره ای از دوران کودکی آغاز کنم. به خاطر داری در یک روز سرد زمستانی که برف می بارید و من نیز پشت پنجره ایستاده بودم و با حسرت و اندوه دانه های بلورین برف را به نظاره نشسته بودم که به آهنگی دلنشین چگونه می رقصیدند و بر زمین می نشستند ؛ و سنگفرشهای کوچه و خیابان را از پلیدی ها و زشتی ها پنهان میکردند و پاکی و طراوت را برای زمین به ارمغان می آوردند .</p>
<p style="text-align: justify;">نیک به یاد می آورم که چگونه حسرت بازی های کودکانه را در چشمانم خواندی و پاسخم دادی و شال و کلاهم کردی تا سرگرم برف بازی شوم &#8230; و آه که چه لذت بخش بود لحظه ای که دانه های برف روی دستانم می نشست و من نیز با حسرت تماشا می کردم که چطور بر روی دستانم آب می شوند و خود را فنا کرده تا مایه ی حیات را به ما آدمیان ارزانی دارند &#8230; در لحظاتی که از شدت سرما می لرزیدم و توان سخن گفتن و حرکت کردن نداشتم که می آمدی و در آغوشم می کشیدی و گرمای وجودت به من هدیه میدادی . حال از آن روزها سالها میگذرد و با مرور خاطرات بیشمار دوران کودکی  پی می برم که چگونه در این سالهای طولانی مهر مادری را بر من ارزانی داشتی و درس عشق ، مهر ، صلح و آزادی را به من آموختی .</p>
<p style="text-align: justify;">گاهی اوقات پیش می آید که در زندان ، حتی برای لحظاتی کوتاه ، چشمانم را می بندم و از معبر زمان عبور می کنم تا به آن روزگار دوران خوش کودکی بازگردم و آن خاطرات را از نو تجربه کنم تا همیشه بودنت را در کنارم احساس کنم . ولی افسوس پس از چند لحظه که چشمان را باز میکنم ، تو را نمیبینم و به یاد می آورم که در این قفس محصورم . در این لحظه است که غم تمام وجودم را فرا میگیرد و سکوتی تلخ بر من حکمفرما می شود و این دیوارهای سرد و بی روح را در مقابل چشمانم میبینم که نه حرف می زنند و نه احساسی دارند و هرچه هست ، سراسر رعب است و هراس &#8230; و ازینکه در کنارت نیستم خود را در قعر عجز و عسرت احساس میکنم .</p>
<p style="text-align: justify;">هرچه هست سایه ی شوم و هولناک قدرت است که بالای سرم خیمه زده است و من تمام توان خود را به کار می بندم ، پنجه در دیوار افکنده تا شاید روزنه ای از امید بیابم و خود را دوباره در آغوشت ببینم و آرام گیرم .</p>
<p style="text-align: justify;">مادر ! ای زلال تر از باران !</p>
<p style="text-align: justify;">حال که از بیم هایم سخن گفتم و از ناتوانی هایم  هراس هایم ، شاید بهتر باشد تا جانب انصاف را گرفته و از امیدهیم نیز سخن بگویم . چرا که معتقدم این بینش و زاویه نگاه هر کس است که غم و شادی و نشاط و اندوه و نیز بیم و امید را رقم میزند .</p>
<p style="text-align: justify;">علی رغم سپری شدن روزها و شبهایی به دور از آزادی و نیز گذر ایّام جوانی ام در پس دیوارهای سردِ سپیدار و کارون و اینک نیز اوین ، خوشحال و خرسندم از اینکه زندگانی و حیاتم معنایی جدید یافته و تجربه ای نو بدست آورده ام .</p>
<p style="text-align: justify;">علی رغم تمام تلخی های حاصب از محدودیت ها وو دوری از خانه و کاشانه و جامعه ، بزرگترین موهبت زیست در زندان این بود که در سایه سارِ دوستان با طراوت تر از گل زیسته ام و همگی با مشت های گره کرده مشق زندگی کرده ایم به سرسبزیِ جنبش سبز .</p>
<p style="text-align: justify;">بنابراین با این بینش به خود و جامعه بوده است که سرشار از حیات گشته ایم و با اینکه در بندی با دیوارهای بلند و زمخت و بی روح محصوریم ، همه دست در دست هم داده ایم تا این ترانه ها را با عشق به وطن زمزمه کنیم : &#8220;هستیم ، ایستاده ، بیدار ، امیدوار &#8230; &#8220;.</p>
<p style="text-align: justify;">امیدوار به آینده ای برای ایرانی آباد و آزاد ، امیدوار به &#8220;بودن&#8221; برای &#8220;طرحی نو درانداختن&#8221; ، امیدوار به آینده ای که به باور من زود خواهد آمد و در آن ایّام دیگر نشانه ای از ظلمت شب نخواهد بود . آری با این طرز فکر است که میتوانیم با تکیه بر امید و نیز با همدلی و همراهی یکایک همبندیان ، روحی تازه بر کالبد سخت و سرد زندان دمیده تا زندان را دانشگاهی برای آموختن و تجربه کردن برای خود تبدیل کنیم و نیز پیوندی عمیق و عاطفی با مردمان ایرانزمین ، حیاتی سبز را در رگهای متصلّب جامعه مان جاری کنیم ، تا همگان بدانند که با صبر و استقامت و اراده ای راسخ و زلال میتوان اساسِ زندگی بشری که همانا &#8220;آزادی&#8221; می نامندش را برای جامعه مان که به راستی شایسته آن است ، به ارمغان آورد .</p>
<p style="text-align: justify;">معنای هستی ام</p>
<p style="text-align: justify;">به عشق تو و امید به دیداری نو ، تحمل روزهای تلخ زندان حقیقتاً برایم سهل و آسان گشته است . در یکی از همین روزهای آغازین زمستان بود که در حیاط قدم میزدم و تنها باد مهمان تنهاییم بود و در اندیشه ایام نه چندان دور به سر می بردم . روزهایی که بیرون از زندان بودم ولی در حسرت چشیدن طعم آزادی . و دنیای پیرامونم رفته رفته از زندگی تهی می شد و زمین نیز از زیستن خسته بود و من نیز در این وضعیت ، هر کجا قدم میگذاشتم ، شب با سرعتی تصور ناپذیر پشت سرم فرا می رسید . گویی همه جا سیاهی شب در پی من بود و هر کجا که میرسیدم ظلمت و تباهی فرود می آمد و گورستانی سرشار از سکوت در ذهنم نقش می بست و چون پتکی کالبدم را فرو می ریخت و گرچه این را با چشمانم نمی دیدم ولی به راستی با تمام وجود و با تک تک ذرات بدنم احساس می کردم .</p>
<p style="text-align: justify;">مادر عزیزم</p>
<p style="text-align: justify;">در تمام سالهای حضورم در دانشگاه و در طول مسیر خوابگاه تا دانشگاه ، این حس با من همراه بود و من نیز به ناچار به راهم ادامه می دادم و مسیرم را پیش میگرفتم و سایه ظلمت و خفقان و استبداد سر به سرم می گذاشت ، آزارم می داد ، عذابم میداد . سایه ای که وجودم را در هاله ای از ابهام قرار داده ، سایه ی شوم استبداد که هستی را به نیستی مبدل کرده بود . در این لحظه بود که قاصدکی که سکوت شب را نشانه رفته بود مهمانم شد و دلتنگی هایم را از بین برد و خستگی هایم را شکست . تصمیم گرفتم به نبردی نابرابر با نیستی تن در دهم و تکلیف خویشتن را روشن کنم ، لذا از بین دو گزینه دانشگاه ، اخذ مدرک ، تحصیلات عالیه &#8230; و رفتم به زندان و معنایی دوباره به زندگی بخشیدن و فریاد برآوردن و سیاهی شب را نشانه رفتن ، گزینه دوم را انتخاب کردم و در مسیری پا نهادم که حیاتم معنایی دوباره یافت . این گونه شد که کیف و کتاب و خاطرات شیرین دانشگاه را رها کردم و میله های سرد و پولادین سلولهای انفرادی و دیوارهای بلند و زمخت و بی روح زندان را در آغوش کشیدم تا رهایی بزرگتری بدست آورم .</p>
<p style="text-align: justify;">مادرم ، بهانه هستی ام و فلسفه وجودی ام</p>
<p style="text-align: justify;">شاید که تصمیمم در ابتدا خودخواهانه می نمود . چرا که شما با تمام رنج ها و سختی های زندگی آرزویی دگر برایم داشتید و آینده ای دیگر برایم ترسیم نموده بودید . به دور از زندان و حبس ، خواسته شما را اجابت نکردم و عصیانگری نمودم و آرزوهای شما را برآورده نساختم و از این حیث به شما و خانواده بدهکارم و امید آن می رود که تا در آینده ای نه چندان دور بتوانم قدردان زحماتتان باشم . خوب به یاد می آورم روزهایی در مهر ۸۶ که در یکی از خیابانهای اهواز ربوده شدم . چه مدت که از من بی خبر بودی و چه سختی ها که تحمل نکردی و دائم در رفت و آمد از کرج به اهواز تا بلکه خبری از من بگیری و دریغ که هیچ پاسخت نمیدادند .</p>
<p style="text-align: justify;">مگر من میتوان آن لحظات را درک کنم که مادری چه کشید از بیخبری مطلق از فرزندش . و حقیقتاً نمیتوانم بفهمم که چه دشواری ها و دردها کشیدی ولی بازهم در سینه حبس کردی و تاکنون نیز برایم بازگو ننمودی .</p>
<p style="text-align: justify;">عزیزترینم</p>
<p style="text-align: justify;">به وجودت افتخار میکنم که چه زود توانستی واقعیت را بپذیری که به هر حال این سالها را در زندام خواهم بود و مهم تر اینکه خود را با شرایط سخت و دشوار من هم آغوش دیدی و سهم بیشتری از سختی ها و تلخی هارا بر دوش کشیدی و دلتنگی هایم را سهیم شدی و به وضوح دیدم که چه عاشقانه با دلتنگی های دیگر خانواده های زندانیان همراه و هم درد گشتی .</p>
<p style="text-align: justify;">این روزها به انمدازه تمام عمرم دلتنگ تو ام و آرزوی آن دارم تا در آغوشت بگیرم و روی چون ماهت را که تمثالی از عشق و صبر و ایستادگی ست را غرق در بوسه کنم . بدان که به داشتن مادری چون تو افتخار می کنم که اینچنین همراه و همدل من بودی و هستی . افسوس میخورم که فقط هفته ای دوبار می توانیم هم را ببینیم . آنهم از پشت دیوار های شیشه ای سرد اوین که با میله ها آذین شده . در آن لحظه ملاقات  که چشمان بارانی ات را می بینم ، آتش به خرمن هستی ام می زند و تنها نفسهای گرم وجودت است که مرا به وجد می آورد . به هستی ام معنا می بخشد و سخنت موسقی ای دلنشین روحی تازه بر کالبدم می دمد . و انر‍ژی ام مضاعف می گردد با دیدنت ، با شنیدن صدایت ، با خنده هایت &#8230; چرا که خواسته ای تا قرص و محکم بایستم و باکی نداشته باشم و مضمون حرفهایت همیشه این جمله بوده است که :&#8221; تاریک ترین ساعت شب ،‌درست ساعات قبل از طلوع خورشید است ، پس همیشه امید داشته باش .&#8221; پس به من نیز حق بده تا خواسته ای داشته باشم و آن اینکه کوچکترین نگرانی از نبود من نداشته باشی و دلواپسی از بودن من در زندان به خود راه ندهی و همیشه در کنارم بایستی ، همانطور که تاکنون همراهم بوده ای .</p>
<p style="text-align: justify;">مادر عزیزم</p>
<p style="text-align: justify;">روزهای دوشنبه که می شود با اینکه می دانم چه سختی هایی را متحمل می شوی و با کهولت سن رنج های مسیر کرج تا اوین را به جان می خری و در سرما و گرما و به هر وسیله خودت را به زندان می رسانی ، لحظه شماری میکنم و چشم انتظار حضورت هستم .</p>
<p style="text-align: justify;">افسوس که تنها ٢٠ دقیقه رویت را می بینم. دقایقی که یک عمر برایم ارزش دارد و حضورت به من معنا می بخشد و لحظات پایانی ملاقات را به یاد می آورم که وجود نازنینت ققنوس وار می سوزد تا از خاکسترش ققنوسی جوان و باطراوت چون فرزندش بروید. اینگونه میشود که با دیدن این عشق در چشمانت احساس غرور می کنم و مهر مادری را در تک تک ذراتم حس میکنم و اینکه نگاهت سرشار از رازهایی ست که در دل داری و نمیگویی و من تنها می توانم به تفسیر و تاویل روی بیاورم که مضمون کلام و نگاهت می تواند این سخنان آهنگین باشد:</p>
<p style="text-align: justify;">کوچه ها منتظر بانگ قدم های تو اند / تو از این برف فرود آمده دلگیر مشو</p>
<p style="text-align: justify;"><a href="http://www.rahana.org/prisoners/?p=5292" target="_blank">جواد علیخانی </a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.rahana.org/archives/47528/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>محکومیت یک ساله سپهر سبحانی و مرخصی درمانی بهفر خانجانی</title>
		<link>http://www.rahana.org/archives/47524</link>
		<comments>http://www.rahana.org/archives/47524#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 26 Jan 2012 07:57:18 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Human Rights House of Iran</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار مهم]]></category>
		<category><![CDATA[عناوین تمام اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[کمیته ضد اعدام]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.rahana.org/archives/47524</guid>
		<description><![CDATA[سپهر سبحانی شهروند بهایی ساکن سمنان به یک سال حبس تعزیری محکوم شد و بهفر خانجانی از زندانیان بهایی این شهر برای مرخصی درمانی به بیمارستان منتقل شد.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><a class="highslide" onclick="return vz.expand(this)" href="http://www.rahana.org/wp-content/uploads/2012/01/arton17045.jpg"><img class="alignleft size-full wp-image-47525" title="arton17045" src="http://www.rahana.org/wp-content/uploads/2012/01/arton17045.jpg" alt="" width="113" height="101" /></a>تارنمای کمیته گزارشگران حقوق بشر گزارش داده است که سپهر سبحانی در دادگاه انقلاب استان سمنان به ریاست قاضی عین الکمال محاکمه و به اتهام &#8220;عضویت در جامعه بهایی&#8221; به یک سال حبس تعزیری محکوم شد.</p>
<p style="text-align: justify;">در ۱۴ شهریور ماه و در پی بازرسی گسترده مغازه بهاییان سمنان فروشگاه رشیک به مدیریت وی نیز پلمپ شد.علت بستن فروشگاه عکس یک خواننده در کامپیوتر شخصی سپهر سبحانی عنوان شده بود.</p>
<p style="text-align: justify;"><a href="http://www.rahana.org/prisoners/?p=1348" target="_blank">بهفر خانجانی</a>، زندانی بهایی ساکن سمنان نیز که از بیماری شدید پوستی رنج می برد با تاخیر، برای طی دوره درمان از زندان مرخص و به بیمارستان منتقل شد.</p>
<p style="text-align: justify;">این شهروند بهایی به اتهام &#8220;عضویت در گروه غیرقانونی بهائیت مانند جلسات دعا و ضیافت نوزده روزه&#8221; و به استناد ماده ۴۹۹ به چهارسال حبس تعزیری محکوم شد که اکنون در حال سپری کردن دوران محکومیت خود است.</p>
<p style="text-align: justify;">گزارش های پیشین، از بیماری پوستی و زخم هایی بر روی هر دو ساق پا، گوش ها، دست ها و بدن بهفر خانجانی خبر می داد.</p>
<p style="text-align: justify;">پایان پیام</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.rahana.org/archives/47524/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ابراز نگرانی جدی نسبت به وضعیت عبدالله مومنی</title>
		<link>http://www.rahana.org/archives/47519</link>
		<comments>http://www.rahana.org/archives/47519#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 26 Jan 2012 06:38:56 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Human Rights House of Iran</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار زندانیان]]></category>
		<category><![CDATA[اخبار مهم]]></category>
		<category><![CDATA[حقوق زندانیان]]></category>
		<category><![CDATA[عناوین تمام اخبار]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.rahana.org/archives/47519</guid>
		<description><![CDATA[ عبدالله مومنی سخنگوی سازمان دانش آموختگان ایران(ادوار تحکیم وحدت) روز دوشنبه به علت دل درد شدید به بهداری اوین منتقل شد.
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><a class="highslide" onclick="return vz.expand(this)" href="http://www.rahana.org/wp-content/uploads/2012/01/Momeni-2-150x150.jpg"><img class="alignleft size-full wp-image-47520" title="Momeni-2-150x150" src="http://www.rahana.org/wp-content/uploads/2012/01/Momeni-2-150x150.jpg" alt="" width="150" height="150" /></a>تارنمای ادوارنیوز گزارش داده است که <a href="http://www.rahana.org/prisoners/?p=23" target="_blank">عبدالله مومنی</a> روز دوشنبه سوم بهمن ماه به دلیل دل درد شدید به بهداری اوین منتقل شد که با برخورد نامناسب و زننده مسوولین بهداری اوین مواجه می‌شود و در اعتراض به این برخورد بهداری اوین را ترک می‌کند.</p>
<p style="text-align: justify;">
آنطور که دیگر زندانیان سیاسی زندان اوین به خانواده‏های خود اطلاع داده‏‌اند، مومنی ساعاتی بعد به دلیل شدت درد زیاد از ناحیه شکم مجددا به بهداری اوین منتقل می‌شود که از آن زمان تا کنون اطلاعی از وضعیت سلامت وی در دست نیست و احتمال داده می‏‌شود که وی را به  محل دیگری منتقلش کرده‌اند.</p>
<p style="text-align: justify;">
وی همچنین عصر روز دوشنبه در تماس تلفنی کوتاهی با خانواده خود توضیح می‏دهد که مسوولان اوین برای درمان وی تنها به تزریق یک آمپول اکتفا کرده‏‌اند.</p>
<p style="text-align: justify;">
خانواده عبدالله مومنی از وضعیت سلامت و محل نگهداری وی شدیدا ابراز نگرانی کرده و می‏‌گویند که مسوولان زندان اوین به ندرت اجازه استفاده از تلفن را به زندانیان سیاسی می‏‌دهند و به همین دلیل طی بیست و چهار ساعت گذشته آنها هیچ خبری از وضعیت جسمی عبدالله مومنی ندارند.</p>
<p style="text-align: justify;">
فاطمه آدینه وند، همسر این عضو در بند سازمان دانش آموختگان ایران (ادوار تحکیم وحدت) به ادوارنیوز توضیح داد که در روز دوشنبه و بعد از غیبت مومنی در جلسه ملاقات هفتگی با خانواده، مسوولان زندان اوین از دادن توضیح درباره وضعیت سلامت وی طفره رفته‌‏اند.</p>
<p style="text-align: justify;">
خانم آدینه وند همچنین اظهار داشت که عبدالله مومنی در یک ماه اخیر به دلیل وضعیت نا مناسب جسمی و عدم رسیدگی مسوولان زندان از ابتلا به کهیر نیز رنج می‏‌برد.</p>
<p style="text-align: justify;">
عبدالله مومنی سخنگوی سازمان ادوار تحکیم وحدت در روز ۳۰ خرداد ۸۸ در ستاد شهروند آزاد (حامیان مهدی کروبی) به طرز خشونت آمیزی دستگیر شد ونزدیک ۱۰۰ روز را در انفرادی وبازجویی تحت شکنجه به سر برد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.rahana.org/archives/47519/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>درخواست نگران کننده بازجویان سپاه از سعید ملک‌پور برای اخذ دوباره اعترافات تلویزیونی</title>
		<link>http://www.rahana.org/archives/47503</link>
		<comments>http://www.rahana.org/archives/47503#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 25 Jan 2012 15:02:09 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Human Rights House of Iran</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار زندانیان]]></category>
		<category><![CDATA[اخبار مهم]]></category>
		<category><![CDATA[حقوق زندانیان]]></category>
		<category><![CDATA[خبر اصلی‌]]></category>
		<category><![CDATA[عناوین تمام اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[فلش ( اخبار متحرک در بالای وب سایت در این دست قرار می‌گیرد)]]></category>
		<category><![CDATA[کمیته ضد اعدام]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.rahana.org/archives/47503</guid>
		<description><![CDATA[بازجویان اطلاعات سپاه پاسداران با انتقال سعید ملک‌پور به سلول‌های انفرادی از وی خواستند برای لغو حکم اعدام دوباره در برابر دوربین‌های صدا و سیما علیه خویش اعتراف کند.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div id="_mcePaste" style="text-align: justify;"><a class="highslide" onclick="return vz.expand(this)" href="http://www.rahana.org/wp-content/uploads/2012/01/saeed_malekpour.jpg"><img class="alignleft size-medium wp-image-47504" title="saeed_malekpour" src="http://www.rahana.org/wp-content/uploads/2012/01/saeed_malekpour-300x273.jpg" alt="" width="180" height="164" /></a>خانه حقوق بشر ایران گزارش می‌دهد که بازجویان بخش اطلاعات سایبری سپاه پاسداران که از ابتدای بازداشت سعید ملک‌پور برای وی پرونده سازی کرده‌اند، از او خواسته‌اند که برای لغو حکم اعدام و انتقال به بند عمومی زندان اوین بار دیگر در برابر دوربین‌های تلویزیونی علیه خود اعتراف کند.</div>
<div id="_mcePaste" style="text-align: justify;">طی روزهای گذشته بازجویان سپاه، وابسته به «مرکز مبارزه با جرائم سازمان یافته» سعید ملک‌پور را به سلول‌های انفرادی منتقل و پس از گرفتن جواب منفی بار دیگر وی را به سلول‌های چندنفره بازگردانده‌اند.</div>
<div id="_mcePaste" style="text-align: justify;">ملک‌پور درخواست بازجویان سپاه را که پیش‌تر با اصرار بر صدور حکم اعدام سبب صدور حکم اعدام برای وی شده بودند را قبول نکرده است.</div>
<div id="_mcePaste" style="text-align: justify;">این اقدام بازجویان پرونده بعد از تأیید فراقضایی حکم اعدام در دیوان عالی کشور که بدون اطلاع قضات دیوان صادر شده است، بسیار نگران کننده است.</div>
<div id="_mcePaste" style="text-align: justify;">قضات شعبه ۳۲ دیوان عالی کشور که مسئولیت رسیدگی به این پرونده را دارند و یک بار نیز حکم اعدام را نقض کرده بودند، هیچیک از حکم اخیر صادره برای سعید ملک پور خبر نداشته‌اند. قضات دیگری که نام و وابستگی آنها هنوز مشخص نشده است، در اقدامی فراقضایی، شعبه۳۲ دیوان عالی کشور نادیده گرفته و حکم اعدام سعید ملک پور را که پیشتر توسط قاضی مقیسه، رییس شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران برای دومین بار صادر شده بود، تایید کرده‌اند.</div>
<div id="_mcePaste" style="text-align: justify;">سعید ملک‌پور که مهر ماه سال جاری برای بار دوم از شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب حکم اعدام دریافت کرده بود به هفت سال و نیم زندان نیز محکوم شده است.</div>
<div id="_mcePaste" style="text-align: justify;">ملک‌پور هم اکنون نزدیک ۱۱ ماه است که در سلول‌های انفرادی (۶ ماه) و چند نفره بند ۲ الف زندان اوین که زیر نظر سپاه پاسداران و خارج از نظارت سازمان‌ زندان‌ها است نگهداری می‌شود.</div>
<div id="_mcePaste" style="text-align: justify;">وی در ابتدای بازداشت نیز یک سال و ۶ ماه در سلول‌های انفرادی تحت فشارهای روحی و جسمی به سر برده بود. این فعال سایبری در حالی حاضر سه سال و چهار ماه است که در زندان به سر می‌برد.</div>
<div id="_mcePaste" style="text-align: justify;">ملک‌ پور متولد خرداد ماه ١٣۵۴، فارغ التحصیل رشته مهندسی متالورژی از دانش‌گاه صنعتی شریف با سابقه‌ی کار کارشناسی در شرکت ایران خودرو، مرکز تحقیقات رازی‌ و یکی‌ از بازرسان شرکت گرما فلز بوده است. وی موفق به اخذ پذیرش از دانش‌گاه ویکتوریا کانادا جهت ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد شده بود.</div>
<div id="_mcePaste" style="text-align: justify;">سعید ملک پور، که پیش از بازداشت در سال ۱۳۸۷ مقیم کشور کانادا بود، متخصص کامپیوتر است و وکیل و خانواده او گفته بودند که از برنامه‌ای که او نوشته، بدون اطلاعش برای طراحی سایت‌های مستهجن استفاده شده است. اتهاماتی که خود سعید ملک‌پور نیز آن‌ها را با انتشار نامه‌ای از درون زندان تکذیب کرده بود.</div>
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;">پایان پیام</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.rahana.org/archives/47503/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>صدور حکم حبس و شلاق برای عسل اسماعیل‌زاده</title>
		<link>http://www.rahana.org/archives/47517</link>
		<comments>http://www.rahana.org/archives/47517#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 24 Jan 2012 06:36:35 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Human Rights House of Iran</dc:creator>
				<category><![CDATA[احکام صادر شده برای زندانیان]]></category>
		<category><![CDATA[حقوق زندانیان]]></category>
		<category><![CDATA[عناوین تمام اخبار]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.rahana.org/archives/47517</guid>
		<description><![CDATA[شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب عسل اسماعیل‌زاده را به اتهام "تبلیغ علیه نظام" و "اجتماع و تبانی" به تحمل چهار ماه حبس تعزیری، هشت ماه حبس تعلیقی و ٧۴ضربه شلاق محکوم کرد.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">تارنمای جرس گزارش داده است که روز دوشنبه سوم بهمن ماه، عسل اسماعیل زاده جهت دریافت حکم صادره خود به شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران مراجعه کرده بود، که در حکم ابلاغی به نامبرده، تحمل ٧۴ضربه شلاق نیز اضافه شده بود، که این حکم ، با حکم ابلاغ شده به وکیل نامبرده در تاریخ هفدهم دیماه مغایرت داشت.</p>
<p style="text-align: justify;">
شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب عسل اسماعیل‌زاده را به اتهام &#8220;تبلیغ علیه نظام&#8221; و &#8220;اجتماع و تبانی&#8221; به تحمل چهار ماه حبس تعزیری و هشت ماه حبس تعلیقی محکوم نموده است.</p>
<p style="text-align: justify;">
وی چندی پیش به همراه پیمان عارف و شرر کنور تبریزی در بهشت زهرا و به جرم فاتحه خوانی بر مزار ندا آقا سلطان، از شهدای حوادث بعد از انتخابات دستگیر شده بود که پس از چند روز به همراه شررکنور تبریزی، به قید التزام آزاد شد.</p>
<p style="text-align: justify;">
اسماعیل‌زاده هم‌چنین یازده اردیبهشت‌ماه سال جاری در حین بازگشت به منزل توسط نیروهای موسوم به لباس شخصی بازداشت شده بود و مدت ۳۱ روز در سلول انفرادی بند ۲۰۹ به سر برد و یازدهم خرداد ماه با قرار وثیقه یکصد میلیون تومانی به طور موقت آزاد شده بود.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.rahana.org/archives/47517/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>انتقال مسعود باستانی به بیمارستان خارج از زندان</title>
		<link>http://www.rahana.org/archives/47512</link>
		<comments>http://www.rahana.org/archives/47512#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 24 Jan 2012 06:15:52 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Human Rights House of Iran</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار زندانیان]]></category>
		<category><![CDATA[حقوق زندانیان]]></category>
		<category><![CDATA[عناوین تمام اخبار]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.rahana.org/archives/47512</guid>
		<description><![CDATA[مسعود باستانی در پی وخامت حال جسمی اش سرانجام روز گذشته به بیمارستانی در خارج از زندان اعزام شد.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><a href="http://www.rahana.org/prisoners/?p=214" target="_blank"></a><a class="highslide" onclick="return vz.expand(this)" href="http://www.rahana.org/wp-content/uploads/2012/01/1.jpg"><img class="alignleft size-full wp-image-47513" title="1" src="http://www.rahana.org/wp-content/uploads/2012/01/1.jpg" alt="" width="113" height="150" /></a>مسعود باستانی که از سردردهای شدید و مداوم در زندان رنج می‌برد و این وضعیت سبب شده که چندین بار وی دچار لمسی بدن شده و به بهداری زندان منتقل شود.</p>
<p style="text-align: justify;">به گزارش «خانه حقوق بشر ایران» پزشکی قانونی در معاینات خود انتقال وی به بیمارستان جهت درمان وی را تجویز کرده بود که تاکنون مسئولین زندان از این امر سرباز زده بودند.</p>
<p style="text-align: justify;">مسعود باستانی از تاریخ ۱۴ تیر ماه ۱۳۸۸ بازداشت و به اتهام تبلیغ علیه نظام و اجتماع و تبانی برای ایجاد اغتشاش به شش سال زندان محکوم شده است. وی تا بهمن ماه ۱۳۸۸ در زندان اوین به سر می‌برد، اما در تاریخ پنجم بهمن ماه ۱۳۸۸ در اقدامی خلاف قانون و بر خلاف اصل تفکیک و طبقه‌بندی زندانیان از زندان اوین به زندان رجایی‌شهر که محل نگهداری مجرمین خطرناک است، منتقل و در این زندان نگهداری شد.</p>
<p style="text-align: justify;">بر اساس اطلاعات کسب شده وی احتمالا به بیمارستان سینا در تهران منتقل شده است.</p>
<p style="text-align: justify;">پایان پیام</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.rahana.org/archives/47512/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>یاسر یوسف‌زاده فعال سیاسی در بابلسر بازداشت شد</title>
		<link>http://www.rahana.org/archives/47498</link>
		<comments>http://www.rahana.org/archives/47498#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 23 Jan 2012 14:35:30 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Human Rights House of Iran</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار مهم]]></category>
		<category><![CDATA[عناوین تمام اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[کمیته ضد اعدام]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.rahana.org/archives/47498</guid>
		<description><![CDATA[یاسر یوسف زاده فعال سیاسی در مازندران ساعاتی پیش  در منزلرش در شهر بابلسر بازداشت شده است.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><a class="highslide" onclick="return vz.expand(this)" href="http://www.rahana.org/wp-content/uploads/2012/01/396634_276582105738869_100001612464064_754838_22977069_n.jpg"><img class="alignleft size-medium wp-image-47499" title="396634_276582105738869_100001612464064_754838_22977069_n" src="http://www.rahana.org/wp-content/uploads/2012/01/396634_276582105738869_100001612464064_754838_22977069_n-230x300.jpg" alt="" width="161" height="210" /></a>مأموران امنیتی با مراجعه به منزل یاسر یوسف‌زاده در بابلسر بدون ارائه حکم قضایی اقدام به بازداشت این فعال سیاسی کردند.</p>
<p style="text-align: justify;">بر اساس گزارش تارنمای چمران نیوز در پی درخواست خانواده یوسف‌زاده برای ارائه حکم قضایی مأموران امنیتی رفتاری خشونت‌آمیز از خود بروز داده و اقدام به استفاده از اسپری علیه پدر وی کردند.ش</p>
<p style="text-align: justify;">بر اساس این گزارش  با درگیری مامورین فرزند ایشان برای کمک پدر از رفتن  با مامورین خورداری می‌کند و با پای برهنه به سمت پدر می دود، که همین امر  سبب میشود مامورین وی را با ضرب و شتم در مقابل دیدگان پدر و مادرش دستبند  زده و به ماشینی که پلاک آن نیز شخصی بوده منتقل کنند.</p>
<p style="text-align: justify;">پس از خروج وی از منزل پدرش که با تنشهای فراوان و درگیری شدید مامورین  نیز همراه بوده وی را به منزل شخصی خود منتقل کرده و آنجا را نیز مورد  بزرسی قرار داده، و تمام وسائل شخصی او را نیز با خود برده اند.</p>
<p style="text-align: justify;">فضای کوچه و محل سکونت ایشان به حدی متشنج بوده  است که مامورین امنیتی با زدن اسپری فلفل برصورت چند تن از همسایگان با  آنان نیز درگیر شده‌اند.</p>
<p style="text-align: justify;">یاسر یوسف‌زاده فوق لیسانس رشته مکانیک از دانشگاه پلی تکنیک و فعال ستاد انتخاباتی مهندس موسوی در استان مازندران بوده و مسئولیت ستاد ۸۸ موسوی در شهرستان بابلسر را در زمان انتخابات بر عهده داشته است.</p>
<p style="text-align: justify;">یوسف‌زاده قبلا هم بازداشت شده و بیش از یک ماه را در زندان اداره اطلاعات ساری در سلول انفرادی نگهداری شده بود.</p>
<p style="text-align: justify;">پایان پیام</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.rahana.org/archives/47498/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بازگرداندن حسین رونقی از بیمارستان به زندان اوین</title>
		<link>http://www.rahana.org/archives/47490</link>
		<comments>http://www.rahana.org/archives/47490#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 23 Jan 2012 10:14:26 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Human Rights House of Iran</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار مهم]]></category>
		<category><![CDATA[عناوین تمام اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[کمیته ضد اعدام]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.rahana.org/archives/47490</guid>
		<description><![CDATA[حسین رونقی ملکی وبلاگ‌نویسی که برای پنجمین بار در طول یک سال گذشته مورد عمل جراحی قرار گرفته بود بار دیگر به زندان اوین بازگردانده شد.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><a class="highslide" onclick="return vz.expand(this)" href="http://www.rahana.org/wp-content/uploads/2012/01/212.jpg"><img class="alignleft size-full wp-image-47491" title="21" src="http://www.rahana.org/wp-content/uploads/2012/01/212.jpg" alt="" width="175" height="155" /></a><a href="http://www.rahana.org/prisoners/?p=2631" target="_blank">حسین رونقی ملکی</a> وبلاگ‌نویس  و فعال حقوق بشر که در هفته گذشته به خاطر وخامت حال جسمی بار دیگر از زندان اوین به بیمارستان منتقل و بستری شده بود، پس از عمل جراحی بار دیگر به زندان اوین بازگردانده شد.</p>
<p style="text-align: justify;">به گزارش «خانه حقوق بشر ایران» رونقی در حالی به بیمارستان بازگردانده شد که همچنان از وضعیت جسمی خوبی برخوردار نیست و لازم است که در بیرون از زندان به درمان خود بپردازد.</p>
<p style="text-align: justify;">وی در طول یک سال گذشته چندین بار به بیمارستان منتقل و مورد عمل جراحی قرار گرفته است، اما با توجه به نبود بهداشت مناسب، داروهای کافی  و عدم نظارت پزشک به درمان کامل نرسیده و هربار با تشدید بیماری سلامت وی در خطر قرار گرفته است.</p>
<p style="text-align: justify;">امروز دکتر محمد نوری‌زاد همبند سابق حسین رونقی ملکی که  مدتی قبل از زندان آزاد شده نیز برای عیادت حسین رونقی به بیمارستان هاشمی‌نژاد تهران رفته و با این زندانی دیدار کرد.</p>
<p style="text-align: justify;">حسین رونقی در حالی به بیمارستان بازگردانده شد  که بعد از نزدیک به ۲۶ ماه زندان همچنان از حق استفاده از مرخصی محروم است.</p>
<p style="text-align: justify;">عدم همکاری حسین رونقی ملکی با بخش  اطلاعات سایبری سپاه پاسداران برای قبول اتهامات وارده و مصاحبه تلویزیونی  در زمان بازداشت سبب جلوگیری از مرخصی و سخت‌گیری‌های مداوم نسبت به این وبلاگ‌نویس شده است.</p>
<p style="text-align: justify;">اطلاعات سایبری سپاه پاسداران در زمان  بازداشت ابتدایی حسین رونقی که نزدیک به ۱۰ ماه را در سلول‌های انفرادی بند  ۲ الف زندان اوین به سر برده بود، بارها از وی خواسته بود که در برابر  دوربین‌های صدا و سیما آن چه مورد نظر بازجویان است را بیان کند. آن‌ها  بارها حسین رونقی را تهدید به صدور حکم «اعدام» کرده و این وبلاگ‌نویس  مدت‌ها از این نظر در زندان تحت فشار بود.</p>
<p style="text-align: justify;">وی در   تاریخ ۲۲ آذر ماه ۱۳۸۸  در شهر   ملکان در نزدیکی تبریز      بازداشت و    بلافاصله به بند ۲ الف  زندان اوین منتقل   شد.</p>
<p style="text-align: justify;">وی از  سوی   شعبه ۲۶     دادگاه انقلاب  اسلامی به ۱۵ سال حبس تعزیری محکوم  شده است.</p>
<p style="text-align: justify;">این حکم از سوی دادگاه تجدید نظر استان           تهران به تأیید رسیده و این  وبلاگ‌نویس هم اکنون با وجود بیماری  و      نیاز      مبرم به درمان پزشکی در حال  سپری کردن دوران محکومیت خود  در   بند   ۳۵۰      زندان  اوین است.</p>
<p style="text-align: justify;">پایان پیام</p>
<p style="text-align: justify;">
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.rahana.org/archives/47490/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

