«حفاظت از جان و مال و حقوق و امنیت شهروندان از وظایف دولت است»
استان کردستان با ٢٨٢٠٣ کیلو متر وسعت ودر حدود ١۴٣٩٢١٢ نفرجمعیت با آب و هوای معتدل کوهستانی یکی از استانهای مرزی کشور است که با کشور عراق در غرب با مرزی به طول ٢٣٠ کیلو متر مجاورت دارد.
از این مرز جغرافیایی ١۶۶کیلومتر مرز نظامی ( آلوده به مین) است. با توجه به بروز جنگهای داخلی و نیز در طی هشت سال جنگ میان ایران و عراق، جهت حفظ امنیت منطقه در بیشتر شهرستانهای مرزی پایگاههایی تأسیس و اطراف آنها مینگذاری میشدند. پس از پایان جنگ و متروکه شدن این پایگاهها، اکثر علامتهای هشدار دهنده و حفاظها از بین رفته و به علت شرایط جغرافیایی و آب و هوایی منطقه (شیب زمین، نوع خاک، میزان بارندگی و … ) مینهای کار گذاشته شده از محل اصلی خود جابهجا ودر مسیر عبور اهالی منطقه و زمینهای کشاورزی قرار گرفتهاند. با توجه به بروز جنگهای داخلی در این استان به طور رسمی ٢١٢٨ پایگاه با محدوده مینگذاری گزارش شده است که در بررسیهای مرکز مینزدایی این آمار به ٢٢٠٠ پایگاه افزایش یافته است.
از این تعداد پایگاه شناسایی شده ٢٠٠٨ پایگاه توسط کارشناسان مینزدایی استان از ابتدای سال ۶٩ تا ٨۵ مینزدایی شده است.
نتایج طرح تحقیقاتی خسارات ناشی از انفجار مینهای زمینی در استانهای غربی کشور نشان میدهد که در بین استانهای مورد بررسی (ایلام، خوزستان، آذربایجان غربی، کردستان و کرمانشاه) استان کردستان بیشترین میزان مرگ ناشی از انفجار مین یا مهمات عمل نکرده جنگی را داشته است. ٢/٩٣ % این افراد مرد و ٨/۶ % آنها زن بودند.
اغلب قربانیان، غیر نظامی و ۴/۴٠ % افراد حداقل یک قطع عضو را تجربه کرده بودند، ۶/۴٠ % قربانیان را افراد زیر ١٨ سال تشکیل میدادند. همچنین سپری شدن مدت زمان طولانی از این جنگ، فرسایش خاک، جاری شدن آبروهای فصلی و …، جابجایی مکان مینها موجب شده است که شناسایی مینها مبهم و پیچیده شوند. با این وجود مردم منطقه به خصوص ساکنین شهر بانه معتقدند که اکثر مینها در سالهای ۶٨ تا ٧۴ با توجه به تحولات منطقه مرزی در کردستان کاشته شدهاند.
همچنین ساکنین معتقدند که بیشتر مینها متعلق به پایگاههای سابق سپاه پاسداران است و تعداد زیادی از آنها را سیل پایین آورده است . بیشترین مینهای موجود در کردستان از نوع ضد نفر است و مراتع و کوهستانها بیشترین آلودگی را دارا هستند و سیلاب در این زمینه بسیار تأثیرگذار بوده است.
بیشتر مینهای کاشته شده در کردستان حاصل جنگهای چریکی بوده است و نقشههای مین محرمانه است، اما زمینهای آلوده به مین در استان کردستان حفاظ و علائم هشدار دهنده ندارند. شهرستانهای بانه و مریوان در استان کردستان آلودهتر از سایر شهرها هستند. در ضمن بیاطلاعی و کم آگاهی مردم منـطقه، حوادث غیرقابل جبرانی را برای اهالی منطقه به وجود آورده که هنوز نیز ادامه داشته و دارد.
بیشتر مینهای کاشته شده در کردستان حاصل جنگهای چریکی بوده است و نقشههای مین محرمانه است، اما زمینهای آلوده به مین در استان کردستان حفاظ و علائم هشدار دهنده ندارند.
در این مناطق قضیه پایگاههای مخروبه که هیچ گونه حفاظ یا دیواری برای جدا شدن از منطقه محل سکونت و رفت و آمد اهالی ساکن ندارند نیز بسیار پررنگ است. در کنار این پایگاهها علامت خطر وجود ندارد و این تفکر قالبی در میان مردم وجود دارد که این مناطق امن است. پایگاههای ثابت بیشترین حجم قربانیان را در استان کردستان دارند و در این میان اهالی ساکن اظهار میکنند که بیشتر مینها را خود مردم پاکسازی میکنند.
با آغاز فصل بهار و رویش انواع گیاهان دارویی بهاری در کوهپایهها و مراتع سرسبز کردستان، برداشت این گیاهان آغاز میشود. در فصل بهار مردم کردستان طبق یک سنت دیرینه به طور گسترده به مصرف انواع گیاهان خوراکی که در بیشتر مناطق استان میروید روی می آورند.
گیاهان خوراکی کردستان علاوه بر تامین بخشی از مواد غذایی مورد نیاز مردم، منبع درآمد مناسبی برای روستائیان منطقه نیز است. در چنین شرایطی است که کودکان، نوجوانان و کشاورزان در معرض خطر بیشتری قرار میگیرند. همواره آغاز فصل بهار با خبرهای ناگواری از انفجار مینهای زمینی همراه است.
با توجه به اینکه چراگاهها در فصول بهار و تابستان بیشتر مورد استفاده چرای دام قرار میگیرد و گذر از دشت و مزارع بیشتر صورت میپذیرد، تعداد صدمات و خسارات ناشی از انفجار مین در نیمه اول سال بیشتر از نیمه دوم بوده است و چوپانان در معرض خطر قطع عضو و مرگ قرار میگیرند. با تعطیلی مدارس در نیمه اول سال صدمات سنین پایین بیشتر میشود چنانچه استان کردستان بیشترین آمار برخورد با مین را در سنین زیر ١٨ سال دارا است.
بیشتر افراد در معرض خطر کودکان روستایی هستند که به سن چوپانی میرسند یعنی از ١٠ سال به بالا. دستیابی به درآمد، جمعآوری گیاهان بهاری، تفریح و چوپانی از عوامل برخورد با مین هستند. بیشتر بچهها در روستا تا کلاس پنج ابتدایی تحصیل میکنند که دختران نیز شامل آن میشوند اما عدم وجود مدارس راهنمایی دخترانه در نزدیکی روستا مانع ادامه تحصیل دختران در این مناطق است.
دختران نیز در این مناطق به چوپانی میپردازند و جمعآوری علف نیز یکی از کارهای روزمره آنها است، کاری که آنان را در معرض آسیب بیشتری قرار میدهد. با توجه به اینکه یکی از سرمایههای اصلی ساکنین این مناطق دامهایشان است، احشام نیز در معرض آسیب زیادی قرار گرفته و یا تلف میشوند که برای اهالی فقیر این مناطق خسارات جبران ناپذیری بر جای میگذارد.
اما بیکاری و نداشتن منبع کسب درآمد برای ساکنین روستاهای مرزی آنها را وادار ساخته یا به کار قاچاق کالا از مرزها و یا دیگر حرف رو بیاورند که خود آنها را در معرض خطر مرگ
قرار دهد. به طور مثال آنها از مینها برای ماهیگیری استفاده میکنند. معمولا جوانان، ترقه و باروت را برای ماهیگیری استخراج میکنند و یا سعی میکنند که با چکش مینها را خنثی نمایند که این خود یکی از عوامل انفجار است.
اما عامل اصلی اکثر انفجارها عدم وجود علامت خطر و یا علامتگذاری میادین و پاسگاههایی است که احتمال وجود مین در آنها میرود .
در اکثر روستاهای استان کردستان به خصوص دو شهر بانه و مریوان تعداد معلولین براثر مین بسیار بالا است و بیشتر آنان را بچههایی که در سالهای ٧٢ تا ٧۴ مدرسه رو بودهاند، تشکیل میدهند. اما این بدان معنی نیست که مسافرین نوروزی و تابستانی که قصد تفرج در دشتها و طبیعت کردستان را دارند و یا حتی سربازان وظیفهای که به این مناطق اعزام میشوند در حاشیه امنیت هستند.
نوع مشکلات مردم منطقه، فقر اقتصادی و بیکاری، میزان آگاهی و نگرش مردم ساکن در مناطق آلوده مرزی در استان کردستان خود نشان میدهد که تنها آموزش خطرات مین به مردم ساکن در این نواحی اگر چه لازم و ضروری است اما به هیچ عنوان کافی نبوده و برای حفاظت از جان و مال مردم باید تدبیر گستردهتری توسط دولت اتخاذ شود.
خانه حقوق بشر ایران
شهریور ماه ١٣٨٩
|
|
|
: ارسال به شبکههای اجتماعی |








نظر شما