در ادامهی سلسله اعترافات نمایشی که از سیمای سراسری ایران پخش شد، متّهمین در قالب چندین گروه به بیان مطالبی پرداختند که سخنان ایشان در اکثر موارد، نه تنها تائید کنندهی جرمی تلقّی نمیشد، بلکه حکایت از قانون مداری این افراد داشت. نکتهیی که در ضبط و پخش این تئاترمضحک قابل توجه است، ضعف مسئولین در القای نظریات خلاف حقیقت خود به متّهمین بی گناه تلقّی میشود. به بیان دیگر با رشد عقلانی بازداشت شدگان، ایشان اکنون به خوبی میدانند که تنها راه مقابله با تزویر و نیرنگ بازجویان، زیر بار نرفتن و تن ندادن به خواستههای این افراد است. چرا که پس از اعتراف به کارهایی که مرتکب آن نشده اند، نقش مهرهس سوخته را بازی کرده و آیندهس مبهمی خواهند داشت. و این مساله، ناشی از ارتقای توان فکری بی گناهانِ بازداشت شده است.
اعترافات ساختگی
از طرفی در قسمتی از این برنامه، به مدت ۴۰ ثانیه، سه پیرو دیانت بهایی به نمایش گذاشته شدند که قسمتهای جدا شده از سخنان ایشان – در راستای شانتاژ خبری- چنان در امتداد یکدیگر قرار گرفته بودند که گویی این افراد در حوادث عاشورا نقش داشتهاند. جهت روشن شدن مطلب فوق، به طور مختصر به بررسی این سخنان خواهیم پرداخت.
نفر اول سخنی با این مضمون می گوید “دیدگاه جامعهی بهائی همواره این بوده است که بهائیان در سیاست دخالت نکنند.”
پس در این مرحله، دیدگاه دیانت الهی بهائی در ارتباط با عدم مداخله در امور سیاسی مطرح میشود و تهیه کنندگان این ویدئو قصد دارند تا اینگونه نتیجه گیری کنند که این ادّعایی باطل است.
در ادامه نفر دوم مطلبی با این مضمون می گوید:” از طرف بیت العدل(مرکز جهانی دیانت بهایی) حقّ شرکت و یا عدم شرکت بهائیان در انتخابات بر عهدهء خود ایشان(بهائیان) واگذار شد”
و این یعنی بهائیان در صورت تمایل می توانستند همانند سایر هم میهنان خویش، از طریق حضور در این انتخابات در تعیین سرنوشت جامعهء خود شریک شدند.
نفر سوم می گوید: “مخصوصاً در موقعیتی که دیدند، فضای مناسبی است جهت پیاده کردن سیاست های خاص خودشان…”
این یک جملهش ناتمام است که به هیچ عنوان مشخص نیست در ادامهی چه مبحثی مطرح میشود. آیا این فرد در مورد فضای داخلی ایران صحبت میکند؟ آیا در ارتباط با جنگ ایران و عراق سخن می راند؟ و یا در رابطه با حضور طالبان در افغانستان نظر می دهد؟ با کدام منطق باید بپذیریم که منظور این فرد، روز عاشورا می باشد؟!
باز هم نوبت به نفر دوم می رسد، وی گوید: ” در روز عاشورا نیز به همراه دوستان خودم بودم”
این نیز جملهی نا تمام دیگری است که نمی توان هیچ قضاوت صحیحی از آن به دست داد. آیا دوستان این فرد در خانه بودند؟ آیا این فرد به همراه دوستان خود به مسافرت رفته بود؟ آیا آنها مشغول تماشای فیلم بودند؟ و یا در حال بازی فوتبال؟ و بر چه مبنایی می توان احتمال داد که منظور از این جملهء ناقص، حضور بهائیان در حوادث عاشورا است؟!
در ادامه نفر سوم با این مضمون می گوید:” در مورد عاشورا هم، اس ام اسی از طرف یکی از بهائیان به دست من رسید که فردا عاشورا سبز خواهد بود”
آیا این اس ام اس به معنای حضور بهائیان در حوادث عاشورا است؟! آیا آن فرد بهائی نمی توانست بگوید ” دوست عزیز فردا حتما در فلان خیابان حضور داشته باش”؟! به بیان دیگر، آیا جمله ای کاملا خبری، می تواند نقش جمله ای امری را بازی کند؟!
و امّا گاف بزرگ وزارت اطلاعات در همین ۴۰ ثانیه اعترافات ساختگی
اگر به قسمتی از سخنان نفر سوم که زیر آن خط کشی شده است دقت کنیم، متوجه میشویم که صحبتهای پیشین این فرد، اصلاً در ارتباط با عاشورا نبوده است! او می گوید: در مورد عاشورا هم… یعنی تا پیش از این در رابطه با موضوع دیگری سخن می گوید و حال می خواهد تا در مود عاشورا هم صحبتی کند! همین یک مورد به خوبی بیانگر ساختگی بودن اساس و پایهء این جریان بوده و صریحاً بی گناهی این افراد و سایر بازداشت شدگان را نشان می دهد.
دادگاه ساختگی
پس از پخش نمایش ساختگی اعترافات، در روز دهم بهمن ماه دادگاه تعدادی از این افراد برگزار شد که یک بار دیگر بی اساس بودن اتّهامات را آشکار کرد. عجیب ترین قسمت این دادگاه های نمایشی را می توان در سخنان متّهم بهایی و وکیل او که باید از حقوق موکّلش به بهترین شکل ممکن دفاع کند، ملاحظه کرد.
فرد بهائی سخن خود را اینگونه شروع میکند: بیت العدل هیئت ۹ نفری هستند که در کشور فلسطین اشغالی مستقر هستند…
و وکیل او صحبت های خود را اینگونه آغاز می کند: درست است که بهائیان ساکن در ایران تابع بیت العدل رژیم صهیونیستی هستند…
در حالیکه متّهم معتقد است که مرکز جهانی بهایی در فلسطین اشغالی و ده ها سال پیش از تشکیل کشور اسرائیل ایجاد شده است، ولی وکیل او مرکز جهانی بهایی را تابع رژیم صهیونیستی می داند!!
باید در پاسخ به این شاهکار وزارت اطلاعات و قوّه قضائیهی کشور عنوان کرد که آیا در قانون اساسی و در دادگاه های جمهوری اسلامی ایران، وکیل بر علیه موکّل خود صحبت کرده و سعی در مجرم کردن او دارد؟! اگر اینگونه است، لطفا از این پس متّهمین را راهنمایی فرمائید تا پول خود را هدر نداده و وکیل نگیرند… شاید که اینگونه به سرعت آزاد شوند!
در ادامهء این نمایش طنز، فرد بهایی می گوید:” ما به طور جدی در تجمعات و اغتشاشاتی که به نفع موسوی بود شرکت میکردیم”
منظور او از “ما” چه است؟ مُراد از بکارگیری اسم “موسوی” چه بوده است؟ مگر جناب آقای موسوی در همان ابتدای انتخابات نگفته بود که من هم یک عضو از این جریان هستم؟ پس چگونه می شود که تجمّع به نفع فرد خاصی باشد؟ آیا نفع این تجمّعات، ترور خواهرزادهء جناب مهندس موسوی بود؟!
آیا این جملات ما را یاد نوشته هایی نمی اندازند که از قبل به دست متّهمین داده و آنها باید از روی آن قرائت کنند؟! نوشته هایی که با هدف یک تیر و دو نشان، می خواهند در راستای تخریب یک نفر، فضا را جهت نابودی دیگری مهیّا سازند؟
فرد بهایی می گوید: “… در میدان فردوسی حضور داشتم و اقدام به بوق زنی میکردم اما اذعان دارم که این از جرم من نمیکاهد”
آیا این فرد بهایی از لحاظ عقلی دچار ناتوانی است که مساله ای را بر علیه خود عنوان کرده و در پایان می داند که از جرم او نمی کاهد؟!! اگر ایشان مشکل عقلی دارد که اساساً مراحل قانونی متفاوتی را باید سپری کند و اگر اینگونه نیست، تنها حالتی که باقی می ماند، به خطا رفتن بازجوی ایشان است که نوشتن اعترافات را با دقت کمی انجام داده و فرد بهایی هنگام خواندن از روی آنها، دچار این اشکال شده است!
فرد بهایی ادامه می دهد که: ” من از طریق پست الکترونیکی با بیت العدل ارتباط داشتم.”
جالب ترین قسمت محاکمه، دقیقا همین لحظه است که فرد بهایی! اصولا تفاوت میان کافی نت و بیت العدل را نمی داند! چه بهایی جالبی! او هنوز نمی داند که مرکز جهانی بهایی با آن وسعت و گستردگی، آنقدر بیکار نیست که ایمیلی داشته و با ایشان مستقیماً در ارتباط باشد!
و آخرین نکته که حجّت طنزگونه بودن دادگاه را بر هر ناتوان ذهنی نیز تمام می نماید، صحبتهای نهایی این فرد است: ” متهم پرونده چهارم با بیان اینکه مسئولان وزارت اطلاعات به صورت دلسوزانه و صادقانه با وی برخورد کردهاند ضمن تشکر از آنها از قاضی پرونده خواست تا تخفیف در خصوص جرم وی قائل شود.”
واقعا جالب است، اگر کسی نداند خیال می کند که اساساً این فرد به مهمانی وزارت اطلاعات دعوت شده، در طول این مدّت با چلوکباب شیشلیک سنّتی و انواع و اقسام غذاهای محلّی پذیرایی شده، مسئولان هر شب دندانهای ایشان را مسواک زده، او را تا محلّ خواب حمل کرده و در پاسخ به خُر و پُف های شبانهی او می گفته اند: الهی قربون اون صدای نازت بشیم!!
اکنون با بررسی مختصر سخنان ردّ و بدل شده در دادگاه نمایشی، می توان به طور مبرهن و واضح به ساختگی بودن آن واقف شده و حتّی این احتمال را داد که اصولاً هیچ فرد بهایی ای در این محاکمه حضور نداشته و برگهی نوشته شده را شخص دیگری روخوانی کرده است! و آخرین برهان جهت اثبات ادّعای فوق، نیاوردن دو حرف ابتدایی اسم و فامیلی فرد متّهم جهت لو رفتن این جریان است، در حالیکه در سایر جلسات دادگاه، همواره این موضوع رعایت شده و نام متّهم پرونده به طور مختصر بیان می شود.
انتشار: رهانا
|
|
|
: ارسال به شبکههای اجتماعی |








نظر شما